Homeمقالاتجایگاه ابن‌ خلدون (۱۴۰۶ م.) در تاریخ‌نگاری عثمانی

جایگاه ابن‌ خلدون (۱۴۰۶ م.) در تاریخ‌نگاری عثمانی

کتاب ابن خلدون در تاریخ نگاری عثمانی نوشته دکتر ایلشات رشیدوویچ نصیراف در سال 2026 میلادی به چاپ دوم رسید. در ادامه نگاهی گذرا به محورهای اصلی ، فرضیه نویسنده و ساختار و روش پژوهشی نویسنده و همچنین به یافته‌ها و دستاوردهای اساسی این کتاب می‌پردازیم.

این کتاب یک پژوهش تخصصی و نوآورانه است که به بررسی یکی از جنبه‌های مغفول‌مانده در تاریخ‌نگاری اسلامی می‌پردازد: تأثیر عمیق و مستمر اندیشه‌های ابن‌خلدون (۱۳۳۲-۱۴۰۶ م.) بر مورخان و اندیشمندان امپراتوری عثمانی. نویسنده با چالشی جدی با یک کلیشه رایج historiographical (تاریخنگارانه) مواجه می‌شود که مدعی است اندیشه اجتماعی و فلسفه تاریخ ابن‌خلدون پس از مرگش در جهان اسلام به فراموشی سپرده شد و تنها در قرن نوزدهم توسط محققان اروپایی احیا گردید.

مسئله محوری و فرضیه اصلی
مسئله: آیا تاریخنگاری عثمانی، که اغلب به عنوان سنّتی محلی و تقلیدی توصیف شده، ظرفیت درک و جذب اندیشه‌های پیشرفته‌ای مانند آرای ابن‌خلدون را داشته است؟
فرضیه اصلی (که کتاب به اثبات آن می‌پردازد): ادعای “فراموشی ابن‌خلدون” در جهان اسلام تا پیش از دوران مدرن یک افسانه نادرست است. در واقع، یک سنّت فکری متمایز و چندصدساله تحت عنوان “ابن‌خلدونیسم عثمانی” از قرن شانزدهم میلادی به بعد در قلمرو عثمانی شکل گرفت، رشد کرد و تداوم یافت.

ساختار و روش پژوهش

کتاب با رویکردی تاریخی-تحلیلی و با تکیه بر منابع دست اول عثمانی (به زبان عثمانی قدیم) و نیز منابع ثانویه به چند زبان، استدلال خود را پیش می‌برد. ساختار کلی کتاب به این شرح است:

  1. فصل اول: تاریخچه کلی مراوده فکری عثمانیان با آثار ابن‌خلدون.
  2. فصل دوم: بسترها و پیش‌زمینه‌ها تحلیل شرایط سیاسی، اجتماعی و فکری که امکان پذیرش اندیشه‌های ابن‌خلدون را در عثمانی فراهم کرد.
  3. فصل سوم: مطالعه موردی اندیشمندان کلیدی بررسی عمیق زندگی و آثار مورخان برجسته عثمانی مانند طاش‌کوپری‌زاده، کاتب چلبی و مصطفی نعیما و میزان و نحوه تأثیرپذیری آنان از ابن‌خلدون.
  4. فصل چهارم: تأثیر در دوره متأخر نشان دادن نقش و بازتاب اندیشه ابن‌خلدون در دورههای بعدی تاریخ عثمانی.
  5. پیوست: شامل ترجمه‌هایی از آثار مهم مورخان عثمانی مورد بحث، که ارزش سندی به کتاب می‌بخشد.

یافته‌ها و دستاوردهای کلیدی کتاب

کتاب با ارائه شواهد متقن، به این یافته‌های مهم دست می‌یابد:

  1. آشنایی زودهنگام: ترکان عثمانی از اواخر قرن شانزدهم با کتاب اصلی ابن‌خلدون، “المقدمة”، آشنا شدند و آن را به زبان عثمانی ترجمه کردند.
  2. تأثیر ملموس: اندیشه‌های کلیدی ابن‌خلدون مانند نظریه چرخه‌ای تولد، اوج و افول دولتها، نقش عوامل اقتصادی و جغرافیایی در تاریخ، و مفهوم “عصبیه” (همبستگی گروهی) به طور محسوسی در نوشته‌های مورخان برجسته عثمانی بازتاب یافته و اساس تحلیل‌های تاریخی آنان قرار گرفته است.
  3. شکل‌گیری یک سنّت: این تأثیرپذیری اتفاقی و پراکنده نبود، بلکه به شکل یک جریان فکری پیوسته درآمد که تا قرن بیستم استمرار داشت.
  4. رد ادعای غرب‌محور: ترجمه عثمانی “المقدمة” در قرن هجدهم، پیش از ترجمه‌های اروپایی آن، گواهی قاطع بر این است که “کشف” ابن‌خلدون منحصر به شرق‌شناسان اروپایی نبوده است.
  5. نقد عرب‌محوری: نویسنده ریشه کلیشه “فراموشی ابن‌خلدون” را در نگرش عرب‌محورانه (Arabocentrism) برخی تاریخنگاران معاصر عرب و نیز برداشت‌های محدود شرق‌شناسان غربی می‌داند که تاریخنگاری عثمانی را نازل می‌پنداشتند.

جمع‌بندی و ارزش اثر

این کتاب سهم مهمی در اصلاح یک نگاه تحریف‌شده تاریخی دارد. اثبات وجود “ابن‌خلدونیسم عثمانی” نه تنها نشان‌دهنده پویایی و گفتمان فکری درون تمدن اسلامی در دوره پس از ابن‌خلدون است، بلکه بر ضرورت بازخوانی انتقادی تاریخنگاری عثمانی بدون پیش‌داوری‌های قوم‌محورانه یا غرب‌محورانه تأکید می‌کند.

این اثر برای هر پژوهنده‌ای که به تاریخ اندیشه، گفت‌وگوی سنت‌های فکری در جهان اسلام، یا میراث ابن‌خلدون علاقه‌مند است، منبعی ضروری و الهام‌بخش محسوب می‌شود.

مشابه
- Advertisment -spot_img

پربیننده ترین